تبليغاتX
★جوون ایرونی.::...::.افتخار ایرونی★

گاهی گمان نمی کنی ولی میشود

گاهی نمی شود نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود

تا روشن شود که هر چه می شود

یا نمی شود، تنها به امر خدا می شود


نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 17:14 توسط جوون ایرونی| |

*فرخنده زادروز آفتاب گيتي فروز توس ، خورشيد مرد ولايت عشق ، حضرت ثامن الحجج ، علي بن موسي الرضا عليه السلام را تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم *

 

نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 18:14 توسط جوون ایرونی|

او همان کسی است که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر آفرید،

سپس اندام او را موزون ساخت و از روح خویش در او دمید و برای شما گوش و چشم ها و دل ها قرار دا داما کمتر شکر نعمت های او را به جای می آورید. (سجده:۷-۹)

***

او پیامبری بود که کتاب نداشت. معجزه ای هم.

اسباب رسالت او تنها خوشه ای گندم بود که خدا به او داده بود.

خدا گفته بود: دشمنان اند که معجزه می خواهند، معجزه ای که مبهوتشان کند. د.ستان اکا تنها با اشاره ای ایمان می آورند. و این خوشه های گندم برای اشاره کافی است.

پیامبر، کوی به کوی و شهر به شهر رفت و گفت: ای مردم، به این خوشه گندم نگاه کنید. قصه این پندم، قصه شماست که چیده می شود و به آسیاب می رود تا ساییده شود و پس از آن خمیری خواهد شد در دستهای نانوا؛ و می رود تا داغی تنور را تجربه کند، می رود تا نان شود، مائده مقدس سفره ها.

آی مردم، شما نیز همان خوشه های گندمید که در مزرعه خدا بالیده اید. نترسید از اینکه چیده می شوید، خود را به آسیابان روزپار بسپارید تا در آسیاب دنیا شما را بساید، تا درشتی هایتان به نرمی بدل شود و سختی هایتان به آسانی.

خداوند نانوای آدمهاست. خمیرتان را به او بدهید تا در دستهایش ورزیده شوید، خدا بر روحتان چاشنی درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد؛ طاقت بیاورید، طاقت بیاورید تا پرورده شوید.

و کیست که نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند؛ این سنت زندگی است. اما زیباتر آن است که با پای خود به تنورش درآیید و بسوزید، نه از سر بیچارگی و اضطرار، که از سر شوق و اختیار.

پیامبر گفت: صبوری کنید تا نان شوید؛ نانی که زیبنده سفره های ملکوت باشد. صبوری کنید تا نان شوید؛ نانی که به مذاق خدا خوش آید.

هزاران سال است که نان در سفره آدمی است تا به یادش آورد قصه خوشه های گندم و آسیاب و تنور را... قصه نان پختن، نان قسمت کردن، نان شدن را...

 

نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت 12:12 توسط جوون ایرونی| |


پ.ن: دوستان اگه تونستین یه حمد و سوره واسه مامان بزرگم بخونین... 15 مهر سالگردشه... ممنون از همه ی شما



نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 19:26 توسط جوون ایرونی|

Your Body receives a huge amount of Electromagnetic waves daily!

You get these Electromagnetic waves through the Electrical Equipments that you use and the various equipments which you can not leave!

Also, through the electrical lights which can not be switched off in certain cases for even an hour!

You are a source which receives huge amounts of Electromagnetic waves! In other words, you are charged with electromagnetic waves without realizing it!

You have headache! You feel uncomfortable!

Laziness, in action and pain in different places!

Do not forget this when you feel some of these symptoms!

What is the solution from all this??!!

A non Muslim Scientist (From Europe) made a research from which he concluded that the best way for the body to remove the positive Electromagnetic charges which hurts the body is:

By putting your forehead on the ground more than once, so that the ground will discharge the positive harmful Electromagnetic charges!

This is similar to the grounding of the buildings where any positive electrical signals (Like thunders) would be discharged through the ground.

So, put your forehead on the ground to discharge the positive electrical signals!

What makes this research more amazing is that:

The best is to put your forehead on the sand.

And it becomes more amazing that:

The best way is to put your forehead on the ground while you are positioned to the centre of the Earth! Since you will be able to discharge the Electromagnetic signals in a better and more efficient way!

And you will be amazed when you know that Mecca is scientifically proven to be the centre of the Earth!

And that Kaa’ba is the exact centre of the Earth!

So, “Prostration” in your prayers is:

The best way to discharge the harmful electromagnetic signals from your body!

It is also the ideal way to be very close from the Almighty who created this universe in such a creative way!

Allah Almighty will always ask us to do things because they are helpful and useful for us!

There are cases when we won’t know the reason for a certain act, but sooner or later, you might be able to find the reason!

In any case, you should trust the Almighty Allah and know that whatever you do for Him, is the best for you!

We do not prostrate to discharge the electromagnetic waves, but to obey the Almighty Allah! We trust that in His commands, there is always a wisdom! Our trust is because He is the Creator, He knows everything!

However, since a scientific reason is available, it was essential to show it to the people so that they can see that whatever Muslims do, is good for them!

 


Electrical Equipments : (وسایل الکتریکی)          switched off : (خاموش کردن)

Laziness : (تنبلی)                                              Symptoms : (نشانه های بیماری)

Concluded : (نتیجه گیری کردن)                          Thunders : (رعد)

Through : (به وسیله ی)                                     Efficient : (کارا)

Proven : (اثبات شده)                                          the Almighty : (خداوند)

trust : (توکل کردن، اعتماد کردن)                         Cases : (عدله)

Commands : (فرمان ها)                                      Wisdom : (دانایی، خرد)

Essential : (لازم، ضروری)

پ.ن: دعا بفرمایید برای فرستنده ی این مطلب... و دیگر هیچ...


نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 11:43 توسط جوون ایرونی| |

آدم  وقتی فقیر میشه، خوبی هاش هم حقیر میشه، اما کسی که زور داره، یا زر داره، "هنر" می بینند "عیب" هاش رو، حرف حسابی می شوند "چرند" هاش رو، "آروغ های بی جا و نفرت بار" ش رو، فلسفه و دانش و دین می فهمند. حتی "شوخی های خنک و بی ربط" او، از خنده حضار را روده بر میکنه! ملت ها هم همینجورند.

روزی که ما مسلمان ها پول داشتیم، زور داشتیم، فرنگی ها از ما تقلید می کردند. استادهای دانشگاههای اسپانیا، ایتالیا، فیلسوف ها و دانشمند های اروپا، وقتی می خواستند درس بدهند، قبا و لباده ملاهای ما را به تن می کردند، یعنی که ما هم بوعلی و رازی و غزالی ایم!

همون که باز، استادهای دانشگاههای ما امروز، تو جشن ها، می پوشند، تا خود را به شکل استادهای دانشگاههای اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و انگلیس بیارایند! یعنی که ما هم شبیه کانت ودکارتیم!

ببین که لباده های خودمان را هم باید از دست فرنگی ها به تن کنیم!

توی برادران جنگ هفتاد ودو ملت برپا شد. هر ملتی اسلام را رها کرد، رفت به سراغ قصه های مرده، خرابه های کهنه، استخوان های پوسیده... خدا را از یاد بردند، خاک را به جاش آوردند.

توحید توی کتابها مرد، بشکل کلمات؛ و شرک توی جامعه جان گرفت، بشکل طبقات، دین فرقه فرقه شد و امت قوم قوم و ما قطعه قطعه، هر قطعه... و لقمه ای چرب، نرم راحت الحلقوم.

سر ما را به خاک بازی، به خون بازی، فرقه سازی، دسته بندی، به جنگهای زرگری، به بحث های بیخودی، به حرف های چرت و پرت، به فکرها و علم های پوک و پوچ، به عشق ها و کینه های بی ثمر، به گریه های و ندبه های بی اثر، به دشمن های عوضی، به خنده های الکی، بند کردند. چشم ما را به لالایی خواب کردند.

ملیت: نبش قبر

مذهب: شب اول قبر

حال: فراموشش کن

زندگی: ولش کن

غربی ها بیدار شدند و ما خواب رفتیم. مسیحی ها و جهودها یکی شدند و ما صدتا. آنها پولدار شدند و زوردار و ما فقیر و ضعیف!

و کار ما؟

در چشم ما فقط فرنگی ها آدم اند! آدم حسابی اند، چون فرنگی ها پول دارند، زور دارند.

ماها دیگر فقیر شدیم، خوبی هامان هم حقیر شده، آنها که پولدار شدند؛ عیب هاشان هم هنر شده!

و کار آنها؟

عقل فرنگی به چشمش است، به گوشش است، به پوستش است، تو مخاط دماغش است، تو بزاق دهانش است، چی میگم؟ علمش توی شکمش است، هنرش زیر شکمش است، عشقش فقط پرستش لذت است، آزادیش فقط آزادی غارت است، فقط زر را می شناسد، فقط زور را می فهمد، گرگ است، روباه است، موش است.

اما نه! بچه های ما "می فهمند"! برق هوش را در چشم های تند بچه های برهنه ی حاشیه ی این کویر نمی بینی؟

آری، بچه های ما، همه چیز را می فهمند.

حتی جهان را، همه چیز جهان را، انسان را، همه چیز انسان را، حرکت همه چیز را، پوچی را، معنی را، دنیا را، آخرت را، برای خود را، برای خلق را، برای خدا را، حتی شهادت را و ...

 

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 12:18 توسط جوون ایرونی| |

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلا يَعْلَمُهَا وَلا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأرْضِ وَلا رَطْبٍ وَلا يَابِسٍ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (انعام:٥٩)

 

Lost indeed are They who treat it As a falsehood that They must meet Allah,- until on a sudden the hour is on them, and They say: "Ah! woe unto us that we took no thought of it"; for They bear their burdens on their backs, and evil indeed are the burdens that They bear?

 

کلیدهای غیب تنها نزد اوست و جز او کسی آنها را نمی داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می داند؛ هیچ برگی(از درختی نمی افتد)، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار ثبت است.

 

رودبار

 

شناسنامه ی عکس!!!:

گرفته شده در پنج شنبه - یه روز قبل ماه رمضان

اینجا رودبار واقع در گیلان... اینم تنه ی فرعی (شاخه ی اصلی) یه درخت تنومنده... سنشم اگه خواسته باشین یه هزار سالی میشه!!!...

و حالا به معرفی خورشید می پردازیم: همین طور که میدونین خورشید یه 5 میلیاردی سنشونه... البته خودشون که گفتن سنشون جایی درج نشه... ولی خوب دیگه ما این پستو داریم قاچاقی می ذاریم... یکهو دیدین فردا اومدن منو گرفتن به جرم اینکه سنشو بردم بالا... ولی بارو کنین شاید سنشون از اینم که من گفتم بیشتر باشه... میگین نه... خوب برین بپرسین...

التماس دعا

 

نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 13:17 توسط جوون ایرونی| |

سیمای پرهیزکاران

در دنیا دارای فضیلت های برترند، سخنانشان راست، پوشش آنها میانه و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است. چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده می پوشانند و گوش های خود را وقف دانش سودمند کرده اند و در روزگار سختی و گشایش، حالشان یکسان است.

دل های پرهیزکاران اندوهگین و مردم از آزارشان در امان، تن هایشان لاغر، خواسته ایشان اندک و نفس شان عفیف و دامن شان پاک است.

 

شب پرهیزکاران

پرهیزکاران در شب برپا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جز به جز و با تفکر و اندیشه می خوانند و در قرآن داروی درد خود را می یابند. قامت را به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند.

 

روز پرهیزکاران

پرهیزکاران در روز، دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی با تقوا هستند. نفس خود را متهم می کنند و از کردار خود ترسناکند. هرگاه یکی از آنها را بستایند، از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده، می گویند:

"من خود را از دیگران بهتر می شناسم و خدای من، مرا بهتر از من می شناسد؛ بار خدایا، مرا بر آنچه می گویند محاکمه نفرما و بهتر از آن قرارم ده که می گویند و آن گناهانم را که نمی دانند بیامرز."

 

نشانه های پرهیزکاران

در نگاه امیر المؤمنین، پرهیزکار در دینداری نیرومند، نرم خو و دور اندیش، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهیدستی آراسته، در سختی ها بردبار و در جست و جوی کسب حلال است. او در راه هدایت، شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی است. آرزویش نزدیک، لغزش هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فروخورده است. مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند. ستمکار ِ خود را عفو می کند.

در سختی ها آرام و در ناگواری ها بردبار و در خوشی ها سپاسگزار است. مردم را با لقب های زشت نمی خواند، همسایگان را آزار نمی رساند. اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند و اگر بخندد، آواز خنده او بلند نمی شود. دوری او، از تکبر و خود پسندی و نزدیکی او، از روی حیله و نیرنگ نیست.

 

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 14:37 توسط جوون ایرونی| |

خدایا!

اگر عظمت حقّ الناس را در نگاه تو در می یافتیم ، به یقین چنین بی مُحابا بر کشتگاه حقوق مردم نمی تاختیم. نگاه خودت را در همین جهان ، عیان کن.

خدایا!

مردم را از این "معیشت ضَنک" برهان که نتیجۀ اعراض از ذکر توست ویاد خودت را علی الدوام د ردلهای ما زنده بدار.

خدایا!

سکۀ رایج حرام را از اعتباربیندازو بهره های شیطان را روز افزون مپسند.

خدایا!

ما را گرفتار فتنه های آخرالزمان و مَکرلیل ونهار مساز.

خدایا!

شیطان ونفس به هم دست داده اند تا بندگان خوب تو را زمین بزنند. بی

مُساعدت تو مقاومت ممکن نیست.

خدایا!

به یأس بگو رهایمان کند، به خستگی بگو که دست از سرمان بردارد وبه شیطان بگو که ما از آن توایم، امید نبندد.

خدایا!

ما را از برکات مظلومیت محروم مکن.

خدایا!

به دوستان نادان جبهه حقّ ، عقل و به دشمنان دانا، مروّت عنایت کن.

خدایا!

زمین خوردن بزرگانمان را نشانمان مده.

خدایا!

در این زمان که هر کس دین را با زبان نفس خودش تفسیر می کند و هر چه غیر از آن را کفر می شمرد، حقیقت دینت را و دین حقیقی ات را بر ما آشکار کن.

*****

سپاس خدایی را که در راههای احسان خود ما را روان ساخت و از جمله ی ان راهها، ماه خود ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهی که قرآن را در آن نازل کرد و بودن نشانه هایی روشن از هدایت و مشخص شدن حق از باطل و ...

(صحیفه ی سجادیه، دعای 44) 

نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 18:59 توسط جوون ایرونی| |

[هو الّذی انزل من السّماء ماءً لکم منه شراب و منه شجرٌ فیه تسیمون ینبت لکم به الزّرع و الزّیتون و الّنخیل و الاعناب و من کلّ الثّمرات انّ فی ذلک لایةً لقوم ٍ یتفکّرون] (نحل:11-12)

او کسی است که از آسمان، آبی فرو فرستاده که نوشیدن شما از آن است و گیاهان و درختانی که حیوانات خود را در آن به چرا می برید، نیز از آن است. خداوند با آن (آب باران) برای شما زراعت و زیتون و نخل و انگور و از همه ی میوه ها می رویاند مسلماً در این، نشانه ی روشنی برای اندیشمندان است.

رویاندن، کار خداست نه کشاورز. "ینبت لکم"

انواع گیاهان و درختان و میوه ها، برای انسان آفریده شده است. "لکم"

محصولات، عبور گاهند نه توقف گاه، نشانه و علامت راهند نه مقصد. "لآیه"

دیدن و دانستن کافی نیست، فکر کردن و تدبر در هستی لازم است. "لقوم یتفکّرون"

 

[جای خالی یه عکس]

 

پ.ن: اینجا چند روزه که داره بارون میباره... اونم وسط تابستون... اونم تو مرداد ماه... میگن این جور دگرگونیا تو آب و هوا و وضعیت زمین نشانه هایی از قیامته... باید بیشتر فکر کنم... می رم دنبالش... میگردم...

قرار بود اون بالا یه عکس بزارم... ولی بلاگفا داره بازی درمیاره... حالا به خاطر اینکه بدون عکس نمونه پستم میتونین رو "جای خالی یه عکس" یه کلیک کنین... تفکر و تدبر در هستی رو فراموش نکنینااااا... التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 12:29 توسط جوون ایرونی| |